موقعی که فرد میل و رغبت شدید برای تمام موضوعات که خودش دیده یا شنیده نداشته باشد، به ای حالت عدم تمایل گویند. برای عدم تمایل نیازی نیست شخص زندگی فعلی اش را تغییر دهد. عدم تمایل نتیجه نهایی هر چیزی است که شخص در زندگی متعهد شده است. برای رسیدن به عدم تمایل حتی موقعی که شخص تمام مسئولیت های خانوادگی و اجتماعیاش را متعهد می گردد امکان پذیر است. به هیچ وجه نیازی به کنار گذاشتن مسئولیت های شخصی نیست. آنچه مورد نیاز است از بین بردن کامل شهوت و تنفر است که موجب پریشانی خود آگاه می گردد. یک شخص زمانی که در حال انجام اعمال مختلف لازم در زندگی می باشد در صورتی می تواند آزاد باشد که بتواند از اثرات خوب و بد این اعمال خود را محفوظ نگاه دارد. چیزی که برایتمرکز اندیشه لازم است اعمالی نیست که انجام می دهیم یا پرهیز می کنیم بلکه زندگی درونی مهم است. جلوگیری ازبروز احساسات، فرونشاندن عقده ها، زندگی کلیشه ای و اشتباهات روانی استکه نقش قاطع در تمرکز بازی می کند. به این دلیل عدم تمایل باید آنجا باشد تا رفتار صحیح ظهور نماید. تمرین از دست دادن تمایلات از بیرون آغاز نمی شود بلکه شروع آن از درون است. مهم نیست چه نوع لباسی می پوشید و یا با چه افرادی زندگی می کنید. چیزی که واقعاً مهم است این است که نسبت به چیزهای مختلف، افراد مختلف که در کنار شما زندگی می کنند چه نوع رفتاری دارید. فقدان میل یک رفتار متعادل و روش کامل یک احساس عشق و دلسوزی برای همه می سازد. این سوال پیش می اید که آیا فقط با انجام تمرینات یوگا فرد می تواند به آرامش لازم برای رسیدن به اشراق و سمدهی برسد. جواب خیر است. اگر ذهن را بیطرفانه مشاهده نماییم از این حقیقت آگاه خواهید شد که انسان در سطح عمیق تر خودآگاه نوعی آرزو و تمایل شدید و خود خواهی دارد که می خواهد آنرا به انجام برساند. این آرزوهای انجام نیافته و به حقیقت نپیوسته برخورد و فشار عصبی را باعث می شوند. در زندگی روزانه ما با این فشارها برخورد نمی کنیم ولی در تمرکز کامل اینها ظاهر می شوند. او در می یابد که یکنواخت کردن ذهن غیر بدون برطرف کردن انگیزهها و فشار عصبی که در لایه زیرین ذهن، غیر ممکن است. اکثر کسانی که تمرینات روحی را بدون استاد وارد به ذهن انجام می دهند در این مرحله به توقف می رسند و دائم بدور خود می چرخند و دوره بعد از دوره را طی می کنند ولی باز هم ننتیجه ای نمی گیرند. زندگی باآرامش ظاهری طی می شود ولی رشدی وجود ندارد. عده ای فکر می کنند که ارواحی در بیرون هستند که می توانند به آنها کمک کنند ولی هیچ چیزی در بیرون وجود ندارد که بتواند به شما کمک کند. این ارواح هم از درون شما سرچشمه می گیرند.