اهریمن
اهریمن (از اوستایی انگرهمَینیو ) بدنهاد است.اهریمن پلیدی است و برایاز بین بردن نیکی تلاش میکند ولی چون دون و پست مایه است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره میشود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید.در این میان انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته) و موجودات نیک ( مزدا آفریده) که همگی آفریدهٔ اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوهها ( دیوها ) که موجودات و پدیدههایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بربدی هستند . اهریمن را در پارسی اهرِمن هم میگویند. میشود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.
در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر ( سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر ( انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند.
نیروهای همزادی که در اندیشه انسان پدیدار میشوند مخالف نیستند، همگی در هستی انسان نیک اند و قابل ستایش. این انسان است که با اندیشه خود موجب دگرگونی در این هستی میشود. همان گونه که آذرگشسب این دو گوهر یعنی نیکی و بدی را مینوی میداند و با اندیشه انسان پیوسته میخواند زیرا سنجش نیک و بد با اندیشه انسان است و وجود خارجی ندارد. [۱] یعنی نیکی جز سنجش فکری چیز دیگری نیست.
یا در جای دیگر رستم شهزادی این دو نیرو را نزد پروردگار بد یا خوب نمیبیند بلکه لازم و ملزوم یکدیگر میخواند، ولی هنگامی که زرتشتیان این دو نیرو را با میزان اندیشه و پندار خود میسنجیم، یکی را نیک میپنداریم و دیگری را بد و حتی همین نیکی و بدیها صورت گسترده و مطلق ندارند و بنا به محیط و زمان و مکان هر گروهی از مردم، این پندار فرق میکند، زیرا در جایی کاری را برخلاف دیگران نیک یا بد میدانند. همچنین در کتاب گزارش گاتاها ازاورنگ نیز ریشه نیکی و بدی را در نهادو اندیشه آدمی میداند. [۳] در تمام کتابها این دو نیرو را همزاد و متضاد میخوانند که در آغاز آفرینش پدیدار شدند و تمامی نویسندگان آنهارا لازم و ملزوم یکدیگر میخوانند [۴] اما در کتاب بینش زرتشت از خنجری به نکتهای برخورد کردم که میگفت: هیچ کدام از این دو گوهر ارزش نیک بودن یابد بودن را ندارند به بیان دیگر، اهورامزدا آنچه راکه آفریده نیک است و شر در آن راه ندارد. اما اختلاف موجود در هستی هر گاه در اندیشه انسان رشد کند و شکوفا شود، نیک و بد به وجود میآید
+ نوشته شده در ساعت 22:49 توسط abbas : d
|