روح شناسی
در اینکه بعد از مرگ ما چیزی به عنوان روح از ما باقی می ماند تردیدی نیست اما به درستی نمی توانیم بگوییم که روح همان اود یا همان اشعه ی رنگین سبز و ابی است که در حال حیات از وجود ما ساطع می شود اعتقاد مترلینگ اصولابر ان است که یک انسان جستجوگر به خصوص اگر پژوهش او درباره ی مسائل بزرگ دنیای ما چون مساله ی مرگ و روح و خدا باشد نباید به انچه که حکما و علما دریافته اند قناعت کند بلکه می باید دائما در جستجو باشد و از یافته های سایرین سود جوید و در مسیر هدف خود انقدر پیش برود تا انکه به موارد تازه ای برخوردکند و باز انها را به ازمایشگاه اندیشه هایش بفرستد و انقدر پیگیر مطالب شود تا به نتیجه ای معقول و مورد اطمینان دسترسی یابدکه جنبه استدلال ان کاملا قوی باشد درباره ی بقای روح پس از مرگ هم او به همین شیوهمتوسل شده استو سرانجام به جایی رسیده که می گوید:بقای روح را دانشمندان امروزی در ازمایشگاه به اثبات رسانده اند (دانشمندان عضو مجمع مطالعات روحی انگلستان)این گروه دانشمندان در چندین مورد که در ازمایشگاه به ان پی بردند ثابت کردندکه بعد از مرگ از انسان چیزی باقی می ماند که ان را روح می گویند و مترلینگباز همان حرف قبلی خودش را پیش می کشدو می گوید ایا این روح که دانشمندان به وجودش اعتراف می کنند همان اود یا اشعه ی رنگین بدن انسان نیست که به شکل روح در ازمایشگاه خود نمایی کردهاست؟ فیلسوف بزرگ قرن ما می گوید چه اور همان روح باشد و چه نباشد به هر حال تردیدی باقی نمانده که در اطراف ما موجوداتی هستند که فاقد جسم می باشند اما شعور دارند و مانند این است که زمان و مکان هیچ تاثیری در انها نداردما نمی توانیم دریابیم که اصولا هدف این موجودات ناپیدای باشعور از زندگی چیست؟همانطور که نمی توانیم بفهمیم هدف خودمان از زندگی چیست؟ و شاید روزی فرارسد که ما هم مانند پدرانمان به این موضوع پی ببریم که موجوداتی نامریی در این دنیا و در اطراف ما هستند که تابع قوانین زمان و مکان نمی باشند و خلاصه روزی رسد که ما قبول کنیم نسخه ی دوم وجود ما یعنی همزاد ما یا روح یا شعور و جاویدان ما بی تردید وجود دارد.
مترلینگ می گوید: عجیب ان است که اشعهای که از بدن ما خارج می شود و به ان نام ( اود)داده اند قادر است در اشیایدیگر نفوذ کند و انها را مانند باتری که از برق شارژ می شود از اود پر کند وذخیره شدن این اشعه در اشیا و اجسام دیگر موقتی نیست و تا 6 ماه و شاید1 سال دوام دارد.این اود وقتی در جسمی ذخیره شد خرد شدن ان جسم و سوخته شدن ان در اتش و حتی قرار گرفتن در تیزاب یعنی اسیدازتیک که بسیاری از فلزات را اب می کند از میان نمی رود و در خاکستر اجسام سوخته هم باقی می ماند سنگ مرمری را که از اود پر شده بودچندین بار در تیزاب نهادند و سپس ان را به اشعه ی اتش سپردند و اخر کار به ازمایش کشیدند و ملاحظه کردند که هنوز پر از ان اشعه است و ذره ای از انکم نشده حال این پرسش پیش می اید که این اشعه که از جسم ما بیرون می اید و در اشیای دیگر ذخیره می شود و اگر ان اشیا و اجسام را حتی بسوزاند و یا در تیزاب قرار دهند باز هم تاثیری در ان ندارد ایا این اشعه پس از مرگ ما هم باقی می ماند و ایا این همان چیزی نیست که به ان روح می گویند؟
امروز دیگر تردیدی باقی نمانده که ازجسم ما امواجی ساطع می شود که چشم هایعادی هم می توانند ان را مشاهده کنندچیزیکه هست ما نمی دانیم این امواج از کجا ساطع می شود گو اینکه ظاهرا هریک از ذرات وجود ما این امواج را ساطع می نماید یعنی ذره ای نیست که این موج یا نیرورا بیرون ندهد گرچه ما نمی دانیم که این امواج چگونه و از کجا بیرون می ایند اما در عوض تا امروز به قسمتی از خواص انها پی برده ایم. سالهای متمادیست که عده ای دور نیرویی در یک اتاق جمع میشوند و دستهای خود را روی ان نیرو می گذارند بدون اینکه هیچ نوع خدعه و حیله ای در بین باشد ان میز به حرکت در می اید و از زمین بلند می شود امروز ما می دانیم انچه ان میزها را به حرکت در می اورد و بعد از این در خواهد اورد همین امواج است.مدتی است که می دیدیم اشخاصی هستند که می توانند با اشاره ی دست اشیای سبک و حتی اشیای سنگین را که یکصد کیلو گرم وزن دارد به حرکت در می اورند و خواهند اورد همین نیرو می باشد که در بدن ما خارج می شود مدتی بود که دیده می شد ساعتی را در یک محفظه ی شیشه ای قرار می دهند (به طوری که هیچ منفذی نداشته باشد)و کسانی با اشاره ی دست ساعت را به کار می انداختند و اینک میدانیم نیرویی که بدون هیچ تماسی ساعترا به کار می انداخت همین امواج بوداز زمان (مسمر) به این طرف عملا و به طرزی عملی ثابت شده که دارندگان علم هیپنوتیزم می توانند با اشارات وحرکات دست اشخاص معینی را که دارای استعداد برای اینکار هستندبخوابانند در این حالت خواب که موسومبه خواب مغناطیسی است سوالاتی از انها می کنند و جوابهای صحیح در یافت می نمایند و ما امروزه می دانیم نیرویی که سبب خوابانیدن اشخاص می شود همین امواج است
ترتیب کار از این قرار است که اگر یک استوانه ی شیشه ای را که جنس ان از شیشه صاف و سفید و روشن باشد برداریم و ان را روی میز بگذاریم بعد از این استوانه را از محلول (دی سیانین)و الکل پر کنیم این محلول چشم ما را در مقابل اشعه ی مافوق بنفش حساس می کند و می توانیم از ورای ان این نوع اشعه را بنگریم لازم است بدانیم (دی سیانین)ماده ای است شیمیایی که از قطران زغال سنگ به دست می اید و در صنعت عطرسازی(البته عطرهای مصنوعی) از ان استفاده می شود .اکنون چنانچه از یکی از دوستان خود خواهش کنید که پیراهن خود را دربیاورد و با بدن عریان پشت شیشه ای که محلول دی سیانین و الکل در ان است بنشیند( با توجه به انکه محل ازمایش به دور از باد و حرکت هوا باشد) با کمال حیرت مشاهده خواهید کرد که امواج اود یعنیاشعه ی مورد نظر از دو طرف بدن او خارج می شود و کسانی که دارای چشم سالم و دید درست باشند مسلما این اشعه را به چشم خواهند دید.
+ نوشته شده در ساعت 6:27 توسط abbas : d
|