اهرام مصر

این هرمها که از حدود سال ۲۵۵۰ پیش از میلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهانی ارتباط پیدا کرده اند و نمادهای حکمت ازلی ، سرزمین مصر ، پایداری ابدی و فنون جادوگری بودند. اهرام چیزه نقطه اوجی در تکامل شیوه معماری مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است که با ساختن مصطبه‌ها ، مقابر اولیه مصریان که غالباً آجری یا سنگیبودند، آغاز و با هرم پلکانی زوسر پیشرفت کرد. [۳] از سال۲۳۰۰ تا۲۷۰۰ قبل از میلاد ،۸۰هرم در مصر ساخته شد. اولین هرم بزرگ را دومین پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر بر پا کرد و این سنت تا سلسه هجدهم ادامه یافت. بعد از آن تا بیست و پنجمین فرعون دیگر هرمی ساختهنشد. تصویر هرم بزرگ جیزه ( هرم خوفو ) در قرن ۱۹ میلادی، برای ساخت این هرم۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به کار گرفته شدند. هرم خوفو در ۲۵۶۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلندترین بنای ساخته دست بشر از ۴۴۰۰ سال پیش تا سال ۱۸۸۹ بود، زمانیکه برج ایفل با ارتفاع ۳۰۰ متر ساخته شد. محدوده هرم خوفو باندازه ۶ قطعه زمین شهری عظیم می‌باشد . بیشتر سنگهای بکار رفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل میشوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی به نام خوفو بوده که درآن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است . فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاﻗﺒﺄ برای ساختنبناهای خودشان می دزدیدند. این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم ۵ درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که ۱۳۸ متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه،اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است .دلایل ساخت مصری‌ها زندگی کوتاه این جهان را فانی و مرگ را آغاز یک حیات نوین و جاویدان در دنیای دیگر می شناختند. بههمین دلیل منازل خود را با مصالحی مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامی مانند سنگ می ساختند. بر اساس اعتقاد و تفکر آنان هر انسان علاوه بر جسم دارای یک روح بنام بع ، ویک پیکر شبه گونه بنام کا است. «بع» پس از مرگ در زمین مانده و هر شب به جسد باز می گردد ولی «کا» می تواند مابین این دوجهان در حرکت باشد. به اعتقاد اینان، شرط جاودانه بودن زندگانی آن بوده که بع و کا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همین علت برای از بین نرفتن اجساد مردگان آنان را مومیایی کرده و کلیه اشیا و متعلقات آنان را در کنار شان قرار می دادند. هم چنین برای محافظت از جسد، مقابر را محکم و غیر قابل نفود می ساختند تا «کا» بتواند در آنجا سکونت کند و از بلاهای طبیعی و سرقت اموال در امان باشد. نقشهٔ مجموعه اهرام جیزه 1. هرم خوفو 2. هرم خفره 3. هرم منکور 4. معبد تدفینی خفره 5. معبد تدفینی 6. هرم فرعی 7. معبد دره‌‎ای خفره 8. معبد دره‌ای منکور 9. مقبره‌های ملکه هتفرس اول 10. مقبرهٔ ملکهٔ خنت‌کاوس اول 11. اهرام ملکه‌ها 12. مصطبه‌ها (Mastaba) 13. تندیس ابولهول 14. معبد ابولهول 15. مقبرهٔ همیونو 16. دفتر تحقیقاتی اهرام جیزه 17. بلیط‌فروشی 18. گودال قایق‌ها 19. جادهٔ جدید 20. مقبره‌های کنده‌شده در صخره 21. روستای کارگران 22. قاهره 23. روستای نزله‌السمان 24. گذرگاه سنگ‌فرش تدفینی 25. معبد سنگ منکور 26. گورستان جدید 27.مقبره‌های کنده‌شده در صخره 28. دیوار حصار 29. مصطبه و مقبرهٔ کنده‌شده در صخره 30. گورستان غرب 31. گورستان شرق 32. مصطبه و مقبرهٔ کنده‌شده در صخرهدر منطقهٔ مرکزی

مومیایی

مومیایی به جسدی گفته می‌شود که پوست و گوشت خشک شده آن در اثر تماس عمدی یا تصادفی با مواد شیمیایی، سرمای فوق‌العاده زیاد، رطوبت بسیار پایین یا عدم وجود هوا حفظ شده‌است.

حس ششم چیست ؟

حس ششم یا ادراکِ حسی خارج از چهار چوبِ حواس؛ عبارت است از دیدن اشیاء یا حوادث دوری که خارج از محدوده حس باصره قرار دارند و همچنین تله پاتی که عبارت از درک کردن افکار ذهنی فرد دیگری بدون گفتگو با شخص می باشد و یااحساس شنوایی که عبارت از شنیدن صدا یا سخنی از مکان دور که خارج از محدوده حس سامعه است. برخی از روانشناسان معاصر به بررسی این پدیده همت گماشته آزمایشهای فراوانی روی آنها انجام دادهاند اما به نتائجی که آن قدر دقیق و استوار باشد که بتواند در فهم بدون ابهام آنها به ما کمک کند، نرسیده اند . این نوع ادراکِ فوق حسی را؛ همه مردم ندارند، و تنها در مورد بعضی از افرادکه از استعداد ویژهای برخوردار هستند، امکان پذیر است.

طلسم چیست

طِلِسم نوشته‌ای از کلمات و اشکال وارقام و جداول است که دعانویسان و جادوگران و فال‌بینان، بسته به میزانماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ و تکه فلز و پوست و حیوانات نقش می‌کنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این است که دعا را به زبان مرسوم و کامل می‌نویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا را با حروف ناخوانا، خط و نقطه و حروف شکلی می‌نویسند و به همین دلیل فهم نوشته‌های روی آن برای همه ممکن نیست.نام واژه طلسم از یونانی (τέλεσμα) به عربی (طِلَسم و جمعش طلاسم) و فارسی وسپس به زبان‌های اروپایی مانند انگلیسی (talisman) راه یافته‌است. تاثیر به اعتقاد افراد خرافی طلسم بجز نوشته، می‌تواند بر اشیاء خاصی نیز خوانده شود. پاره‌ای بر این باورند کهاین طلسم بر پایه دعایی که هنگام ساخت آن خوانده شده یا روی آن نوشته شده باشد دارای اثر و توانایی خواهد بود. انواع مشهورترین طلسمات ایرانی عبارتند از: نظرقربانی ، ببین و بترک، زبان ماهی ، مازو، طلسم وان یکاد ، هفت مهره، دندان ببر، تربت‌دان ، سم آهو، ناخن گرگ، گوز غلاغ، قاپ گرگ و دعای ام الصبیان

کشتن فرزند به دستور جن

منابع آگاه رسانه ای در مصر اعلام کردند پدری بیماری که سه فرزند خود را به قتل رساند، پس از بازداشت ادعا کرد که به دستور "جن" این کار را کردهاست. به گزارش شیعه آنلاین، این منابع آگاه رسانه ای در ادامه افزودند: اینحادثه دلخراش در روستای در استان"الجیزه" در نزدیکی شهر قاهره رخ داد. این منابع همچنین افزودند: پلیس پس از دیدن مردی که یک چاقوی خونی در دست دارد و در حال راه رفتن در خیابان است، وی را بازداشت کرده و پس از انجام بررسی های اولیه فورا به منزل آن مرد رفته و جسد سه کودک را پیدا کرد. در همین راستا منابع پزشکی مصر اعلام کرد جسد سه کودک حدود دو ساعت پس از این جنایت کشف شد. پس از انجام تحقیقات پلیس مشخص شد کهاین پدر 42 ساله که معتاد به مواد مخدر است، در تخیلات فرو رفته و احساس کرد که "جن" به وی دستور داده که فرزندانش را به قتل برساند. گفتنی است مقتولان "اسلام" 12 ساله،"یاسمین" 10 ساله و "عبدالرحمن" دو ساله هستند. همسر قاتل نیز در این باره گفت: شوهرم پس از بیدار شدن از خواب، به طرفم حمله کرد و من و فرزندانم را به باد کتک گرفت. من نیز فورا برای کمک گرفتن به منزل برادر شوهر که در نزدیکی منزلمان است رفتم و هنگامیکهبازگشتم جسد فرزندانم را افتاده بر زمین یافتم. پلیس مصر در ادامه افزود: تحقیقات بیشتر در مورد این پرونده همچنان جاری است.

ناگفته های هیپنوتیزم

تا به حال دیده اید وقبی که گربه ای در کمین موش مینشیند چه وضع و حالتی به خود میگیرد ،گوشهای خود را تیز می کند ،چشمهایش را گشاد وگرد میکند و بدون مژه زدن مراقب سوراخ موش میشود. گربه در چنین حالتی به هیچ چیز فکر نمی کند مگر فقط به هدفش البته ،اگر قبول کنیم که گربه قدرت فکر کردن دارد . شما هم اگر هنگام مطالعه یا انجام کاری فکرتان فقط متوجه کار یا مطالعهباشد می گوییم دارای تمرکز فکر هستیدولی اگر هنگام مطالعه فکرتان بهجای دیگر میرود میگویم تشتت افکار دارید. تمرکز فکر یعنی جمع کردن فکر بروی یک نقطه یا به روی یک موضوع،شما وقتی شطرنج بازی میکنید و تمام فکرتان متوجه بازی شطرنج است ، می گوییم تمرکز فکر دارید. تشتت فکر:تشتت فکر یعنی پراکندگی فکر،مثلاُ وقتی کتب درسی خود را مطالعه میکنید ولی فکرتان به دنبال موضوع  و جای دیگر می رود و مطالب کتاب را نمی فهمید ، می گوییم تشتت فکر دارید یعنیقادر نیستید فکر خودتان را جمع کنید. تمر کز فکر ارشمیدس: کمتر کسی هست راز مرگ ارشمیدس ریاضیدان بزگ را نداند. سپاهیان روم با کشتی های جنگی خود به سواحل شهر نزدیک شده بودند.ارشمیدس بکمک نبوغ ریاضی خودمنجنیق هایی ساخته بود که این منجنیقها با پرتاب سنگهای بزرگ تعدادی از کشتی های دشمن را غرق کردوحملات آنها را به عقب انداخت. ارشمیدس در اتاق خود مشغول حل مسائل ریاضی بود که سربازان دشمن شهر را تصرف کردند ،فرمانده سپا هیان به سربازان دستور داده بود هر کجا ارشمیدس را پیدا کردند اورازنده به نزد وی آورند. عده ای از سربازان به خانه او ریختندچون اورا نمی شناختند از او اسمش را پرسیدند ارشمیدس مشغول حل مسائل ریاضی بود و چنان فکرش متمرکز بود که متوجه ورود سربازان به خانه نشدو پاسخ آنها را هم نداد زیرا اصلاُ صدای انها را نشنیده بود سربازان دوباره سوال کردند ولی جز بیاعتنایی وسکوت جوابی نشنیدند لذا عصبانی شده وبا وارد کردن شمشیری به گردنش، س رش را از تنش جدا کردند. از رویداد فوق متوجه می شویم یا نتیجه می گیریم: 1:می توان گفت تمرکز فکر یعنی انسان با تمام قوای جسمی و روانی خود متوجه یک مطلب ویا مسئله یا نکته بشود. 2:برخی از دانشمندان علم هیپنوتیزم معتقدند،که هیپنوتیزم چیزی جز تمرکز فکر شدید نیست، ودر  چنین حالتی نه شخص می شنود ونه می بیند ونه احساس درد میکند ، پس بنابر این عقیده ،ارشمیدس در حال "خود هیپنوتیزم" بوده زیرا نه سربازان را دیده نه صدای آنها را شنیده ونه هنگامی که ضربه شمشیر بر گردن اوفرو آمده احساسدرد کرده ونه از کشته شدن خویش خبردار شده است.

کیمیا، ریمیا و...

1- علم كيميا ( علم صناعت ) :  علمي است كه بوسيله آن مي‏توان قواي اجرام معدني بعضي را به بعض ديگر تبديل كرد . مثلاً بوسيله اين علم مي‏توان طلا و ن قره را از فلزات جدا كرد. از این رو مردم در قدیم در آرزوی تبدیل مس به طلا بودند و به کیمیا گریعلاقه فراوانی داشتند . 2- علم ليميا ( طلسمات ): علمي است كه بوسيله آن روح در بدن ديگري انتقال می یابد .همچنین می توان گفت  علمی است كه از كیفیّت تاءثیر قدرت اراده و روح به وسیله ارتباط آن با ارواح قوی و بزرگ ، مانند ارتباط با فرشتگانی كه موكِّل ستارگانند، گفتگودارد. ( كيفيّت تمزيج قواي فاعله عاليه با مفعوله سافله تا فعل غريب از آن حادث گردد. ) 3- علم هيميا ( تسخیرات ) : علمي است كه بوسيله آن سيارات هفتگانه را مي‏شناسند و در اثر آن شناخت بوسيله ستاره‏هاي هفتگانه در زمين تصرف مي‏كنند و ك ارهاي عجيب و غريب در روي زمين انجام مي‏دهند . و بعضی بر این عقیده اند که علمی است كه از تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین برای دست یابی به تأثیرات عجیب بحث می كند  كه مبتنی است بر وجود ارتباط میان ستارگان و نحوه قرار گرفتن آنهادر آسمان با حوادث مادی و طبیعی ، و این كه اگر شكل خاصی از آن را كه مناسب با حادثه ای مانند مرگ یا حیات كسی است ، با صورت مادی مناسب آن تركیب كنند، مراد حاصل می شود . این علم همان فَنّ تسخیر است ؛ چون به وسیله آن ارواح قوی یا جنیان را تسخیر كرده و از آنان كمك می گیرد . 4- علم سيميا : علمي است كه انسان بوسيله يادگيري آن ، قدرتی عجیب براي انجام كارهاي خارق العاده پيدا مي‏كندهمچنین  این علم از آمیختن قوایِ ارادی با  قوای مادی خاص برای دست یابی به تصرّفات خاصّی در  امور طبیعی ، مانند تصرّف و خیال كه آن را جادوی چشم  می گویند، بحث می كند. این علم و فن ، از بارزترین مصداق های جادوگری است .نمونهٔ بارز سیمیاگران در  طول تاریخ جادوگران اجیر‌شده توسط فرعون بودند كه در  مقابل موسی (ع) قرار گرفتند . 5- علم ريميا : علم شعبده یا شعبده بازی است . یکی دیکر از اعجاب این علم این است به وسیله این علم   مي‏تواننددر يك لحظه به هر کجا که بخواهند بروند  . (مانند طي الارض)  ( عبارت است از معرفت قواي جواهر ارضيّه و مزاج آنها در يكديگر تا از آنها قوّتي حاصل شود كه از آن قوّة فعل غريب صدور يابد . )

علم رمل

از جمله علوم شریفه ای که خداوند منان آن را از دسترس عموم بر حذر داشته و آن را اختصاص به انبیاء و اولیا خود قرار داده و بعد به معدودی از افراد به عنوان مشت نمونه خروار اعطا فرموده است علم صحیح و عزیز رمل می باشد و چنانچه صاحب نفحات از ابن عباس نقل نموده این علم از جمله معجزات هفت تن از انبیاء عظام به این شرح : آدم ، شیث ، ادریس ، لقمان ، شعیا ، ارمیا و دانیال (ع) بو ده است . این روایت منسوب به حضرت امیر مومنانعلی (ع) است که فرمودند : ((الم تر ان الله جل ثنائه افاض علی ادریس علما ترملا و الهمه علم النقاطبفضله و اوحی الیه کلما کان مشکلا )) و از نظر فقهاء عظلام نیز از جمله علوم صحیحه شمرده می شود و کافی است به عنوان شاهد بر این مدعی کلام مرحوم خلد آشیان خاتم المجتهدین استاد الاساتید حاج شیخ مرتضی الانصاری عطالله مه فرمودند : (( اما بعض العلوم الصحیحه مکالرمل و الجفر الخ )) در اینجا به بیان این علم  به طرز ساده و روان با استفاده از رساله (( کفایه الرمل ))  از سید محمد جواد ذهنی تهرانی می پردازیم . به گفته ایشان : و حقیر بعد از فراگرفتن این علم از استاد این فن بحسب التزام شرعی که نزد استاد به عهده گرفتم تدریس این علم را ترک نمودم فلذا تا حال هرچه طالبین مراجعه نمودند قبول ننمودم ولی بعدا بخاطر فاتر چنین آمد که رساله مختصرینگاشته که در صورت مراجعه افراد صالحاز باب زکوه العلم تعلیمه به آنها تقدیم کنم . اوقات رمل : بر حسب قاعده برای هر چیز ساعتو وقتی معین نموده اند و استادان این فن نیز برای استخراج مطلوب از طریق رمل ساعات و اوقاتی را معین کرده اند که ما به طور اجمال به آنها اشاره می کنیم :به تجربه ثابت شدعه است که در وقت ابرو وزش باد و طوفان و حصول آیات سماوی حال ساءل ( فرد سوال کننده ) درست معلوم نمی گردد و غالبا در این حالات اشکال در رمل منقلب هستند که این خود علامت عدم انتاج است . همچنین وقت حلول قمر در برج عقرب را نحس دانسته اند و از ایام روزهای : 3 ، 5 ، 7 ، 8 ، 16 ، 21 ، 22 ، 23 ، 29 را منحوس و روزهای  : 1 ، 2 ، 6 ، 9 ، 12 ، 13 ، 19 ، 20 ، 25 ، 26 ، 27 ، 30 را نیک و روزهای : 4 ، 10 ، 11 ، 14 ، 15 ، 17 ، 18 ، 24 ، 28 را میانه گفته اند . و بهترین ساعت وقت بین الطلوعین می باشد . تذکر : سزاوار است در موقع عمل با طهارت و دوزانو  و روبرو به قبله نشینند و در مکان عمل شخص جنب و حائض نبوده و حتی الامکان محل ازارجاس و اقذار پاک باشد و در موقع عمل با کسی سخن نگویند  و نیز از اعمال آن برای استفادات دنیوی اجتناب نموده کما اینکه از کثرت اشتغال به آن حذر نمایند که مورث درویشی و فقر می باشد و استادان این فن گفته اند : مراعات آداب و سنن اثر بسزایی دارد و از جمله آنها دعا قبل از ریختن قرعه یا چیدن نقاطمی باشد.

خواب مصنوعی

خواب هیپنوز بوسیله هیپنوتیزم ایجاد می‌شود و در حالتی است که ذهن نقاد و پرخاشگر به کنار گذاشته شده و در این شرایط افکارو تلقینات لازم به سوژه داده می‌شود. یعنی آگاهی محدود شده سوژه به کمک هیپنوتیزم کننده اظهار می‌شود. حالات جسمانی سوژه در حالت هیپنوز قبل از همه چشم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پس تمام عضلات شکل بی‌حال شده و موج سستی و بی‌حالیتمام وجود سوژه را فرا می‌گیرد. این سستی گاهی به حدی است که بازوها مانند سرب سنگین می‌شوند و وقتی آنها را بلند کنیم هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دهند و اگر رها کنیم، چون قطعه‌ای چوب به طرف پایین سقوط می‌کند. در این حالت عامل باید محیط را برای احتمال و افتادن سوژه آماده کرده باشد. در حالت هیپنوز تمام بدن به حالت سستی و خواب رفتگی قرار گرفته و بیهوشی و بی‌حسی تمام قسمت‌های بدن را کلی یا جزیی در بر می‌گیرد. در حالت خواب عمیق ، انسان به بازگشت کامل سن ذهنی می‌رسد. ضمن اینکه حالتهای دیگری همچون بیهوشی ، بی‌حسی کامل ، فراموشی جزئی و موقت ، درگیری با توهم و خیالات مثبت و منفیهمچنین انتقال کامل احساس به مکانی دور ( تخلیه قالب ) در او پیدا می‌شود. حالت خواب افراد مقاوم برای خواب کردن کسانی که در مقابل عمل هیپنوتیزم از خود مقاومت نشان می‌دهند، می‌توان از تکنیک‌های ریزتری استفاده نمود. مثلا می‌توان به آنها آب داد و گفت: در این آب داروی خواب‌آور ریخته شده و شما با خوردن آن به خواب خواهید رفت. آیا حالت هیپنوز تمرین پذیر است؟ هرگاه فردی را چند بار برای مدت طولانی به خواب هیپنوز برده شود، اعصاب او به این خواب عادت کرده و در دفعات بعد زودتر به خواب خواهد رفت. ولی تلقینات عامل کمتر در او اثر می‌گذارد. برای همین اگر خواب کردن برای درمان باشد، باید بیمار را دیرتر و با فاصله زمانی زیاد خواب هیپنوز قرار دادنکات آموزنده از حالتهیپنوز *.در حالت هیپنوز قابلیت تمرکز و هدایت بسیار زیادی پدیدار می‌شود. *.هر چه حالت هیپنوز عمیق‌تر ایجاد شود، القا پذیری سوژه بیشتر خواهد بود. برای همین برای درمان بیماریهایعمیق روحی، عامل باید بتواند با بهرهگیری از مهارت‌های خود ، بیمار را به خواب خیلی عمیق برده و بیماری وی را کشف و درمان نماید. *.توجه و تمرکز سوژه به اعمال و تلقینات عامل ، موجب کرختی تدریجی اعصاب سوژه شده و او را به خوابی عمیق می‌برد. *.ایمان و اعتقاد به فن هیپنوتیزم و همچنین اشتیاق سوژه برای خواب رفتن ،باعث تسریع در خواب رفتن سوژه می‌شود. *.هرگاه میل شخص برای هیپنوتیزم شدناز طریق ضمیر ناخودآگاه او سر چشمه گرفته باشد، زودتر و بهتر به خواب خواهد رفت ولی اگر از ضمیر خودآگاه سوژه ناشی شود، تشویق و اضطراب در ویبیشتر می‌شود. برای همین ، هیپنوتیزمکردن افراد تحصیل کرده ، مشکل‌تر از افراد کم سواد است.

مدیوم چیست1

منظور از مدیوم چیست؟ به ساده ترین کلام مدیوم یا سوژه موجود یا فردیست که نقش رابط ارواح را ایفامیکندتا آنان بتوانند با انسان رابطه برقرار کنند. بدون وجود مدیوم هیچ پیوندی محسوس، ذهنی، خیالی، بدنی و غیره امکان پذیر نمیباشد. مطلب کاملا واضح است در میدان بسیار گسترده مربوطبه احضار روح هرگز تایید وجود مدیوم انکار و تکذیب نشده است. مدیوم همیشه از نقش خود آگاهی نداردو چه بسا خودش در جمع کسانیست که در جلسهاحضار ارواح حضور دارندو کمترین اطلاعی در این زمینه ندارد. ایوون کاستلان در کتاب اسپریتیسم ترجمه آقای دکتر محمد حسین سروری اشاراتی واضح و روشن در تایید این مطلب ارائه میکند و بطور مثال در سال 1860 که دوران آغازین و شروع شکوفایی علم اسپریتیسم (احضار روح) است، خانه ای در پاریس و در کوچه دنوایه des Noyers) ) محل نمایش اختلالات و بی نظمی هایی بود مثل، بهم ریختن وسایل خانه ظروف غذاخوری، مبلهاو صندلیها، پخش و پلا شدن وسایل و پرتاب سنگهایی که پنجره ها را میشکست و دیگرکارهای زیان آور.آلن کاردک از یک روح مافوق اجازه میگیرد تا روح مزاحم را احضار کند و اطلاعاتی از وی بدست آورد. در خلاصه ای از گفتگوی او با روح مزاحم مشخص میشود این روح آشوبگر و موذی قصدتفریح داشته و از دختری کهپیشخدمت همان خانواده بوده بعنوان مدیوم استفاده میکرده و پاسخ سوال که در مورد آگاهی پیشخدمت نسبت به کمکی که به او میکرده است میگوید: بلی، دختر بیچاره از همه بیشتر ترسیده بود. مدیوم ها این استعداد عجیب و بالا را مرهون و مدیون ساختار وجودی خودشان هستند، بی آنکه نیاز به هیچگونه کلاس و آموزشی نسبت به این موضوع داشته باشند. خود ارواح نیز میگویند که این استعداد مدیون جنبه و کالبد اثیری وجود آنها میباشد. جنبه و کالبد اثیری ارواح زیربنای احضار روح بشمار میرود. انسان در این زمینه میتواند دارای سه جنبه مختلف باشد. میتوان فرض کرد که موجودات انسانی و زنده نیز مانند مرده ها دارای استعداد تجزیه شدن باشند. و همچنین میشود پذیرفت انسانهایی هم باشند که استعداد توزیع خصلتهای«جان بخشی» جنبه اثیری رادارا باشند، که معمولا در ماده بیحرکت و بیجان بدن جسمانی تعبیه شده است، که در نتیجه آن دو گروه بزرگ مدیوم ها را خواهیم داشت که آنها را مدیوم های «دو وجهی» و مدیوم های «هاله ای» نامگذاری کرده اند. مدیوم های دو وجهی ؛ این مدیوم از قابلیت تجزیه شدن برخوردار است. ادامه دارد....

دیو چیست ؟

دیو به معنی خدا در نزد هندواروپایی‌ها بوده است و می‌باشد؛ اما، در ایران هم زمان با آغاز دوره مزدیسنی ، رهبران مذهب نوین این خدایان باستان هندواروپایی را نشان شرک و اهریمن تصویر کردند. با توجه بهاین که در هندوستان این تغییر دین پیش نیامد خدایان باستان همچونان محترم شمرده شده اند که بزرگ‌ترین این خدایان ایندیرا می‌باشد. در اروپا واژه دیو Dio همچونان معنی خدای خود را به صورت عام تا امروز نگاه داشته است به ویژه نزد قوم‌های لاتین . در پهلوی دِو و در هندی باستان دیو. واژه از ریشه دیو به معنیدرخشیدن می‌باشد. همین ریشه به معنی فریب دادن نیز هست.

اهریمن

اهریمن (از اوستایی انگره‌مَینیو ) بدنهاد است.اهریمن پلیدی است و برایاز بین بردن نیکی تلاش می‌کند ولی چون دون و پست مایه است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره می‌شود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید.در این میان انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته) و موجودات نیک ( مزدا آفریده) که همگی آفریدهٔ اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه‌ها ( دیوها ) که موجودات و پدیده‌هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بربدی هستند . اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌شود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست. در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر ( سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر ( انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند. نیروهای همزادی که در اندیشه انسان پدیدار می‌شوند مخالف نیستند، همگی در هستی انسان نیک اند و قابل ستایش. این انسان است که با اندیشه خود موجب دگرگونی در این هستی می‌شود. همان گونه که آذرگشسب این دو گوهر یعنی نیکی و بدی را مینوی می‌داند و با اندیشه انسان پیوسته می‌خواند زیرا سنجش نیک و بد با اندیشه انسان است و وجود خارجی ندارد. [۱] یعنی نیکی جز سنجش فکری چیز دیگری نیست. یا در جای دیگر رستم شهزادی این دو نیرو را نزد پروردگار بد یا خوب نمی‌بیند بلکه لازم و ملزوم یکدیگر می‌خواند، ولی هنگامی که زرتشتیان این دو نیرو را با میزان اندیشه و پندار خود می‌سنجیم، یکی را نیک می‌پنداریم و دیگری را بد و حتی همین نیکی و بدی‌ها صورت گسترده و مطلق ندارند و بنا به محیط و زمان و مکان هر گروهی از مردم، این پندار فرق می‌کند، زیرا در جایی کاری را برخلاف دیگران نیک یا بد می‌دانند. همچنین در کتاب گزارش گاتاها ازاورنگ نیز ریشه نیکی و بدی را در نهادو اندیشه آدمی می‌داند. [۳] در تمام کتاب‌ها این دو نیرو را همزاد و متضاد می‌خوانند که در آغاز آفرینش پدیدار شدند و تمامی نویسندگان آن‌هارا لازم و ملزوم یکدیگر می‌خوانند [۴] اما در کتاب بینش زرتشت از خنجری به نکته‌ای برخورد کردم که می‌گفت: هیچ کدام از این دو گوهر ارزش نیک بودن یابد بودن را ندارند به بیان دیگر، اهورامزدا آنچه راکه آفریده نیک است و شر در آن راه ندارد. اما اختلاف موجود در هستی هر گاه در اندیشه انسان رشد کند و شکوفا شود، نیک و بد به وجود می‌آید

هیپنوتیزم

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می‌توان درمان بسیاری از ناراحتی‌های روانی را نام برد. به‌خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می‌تواند به‌وسیلهٔ تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش‌های نادرست انجام پذیرد، می‌تواند اثرات بسیار مخربی بر روی روان انسان به دنبال داشته باشد [۲] . هیپنوز معمولاً خطرناک نیست. برخی میگویند در نارسایی مزمن قلبی انجام نگیردو در برخی موارد مثل افراد با شخصیت مرزی یا بردرلاین و اسکیزوفرن و نیز وسواسی گفته می‌شود صورت نگیردبه دلایل مختلف. استفاده ار هیپنوز برای سرگرمی هم به عقیدة‌هیپنوتراپیست‌ها کنتراایندیکه یا ممنوع است.و کلاً هیپنوتیزم نمایشی را جایز نمی دانند. سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است). می‌توان گفت هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد: ۱- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهنبیمار یا pretalk ۲- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیقسازی مثل آزمون چشک اشپیگل ۳- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن) ۴- القای خواب هیپنوتیزم ۵- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی ۶- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه ۷- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد ازهیپنوتیزم و خروج از خلسه [۲] . هنگام استفاده از واژهٔ مناسب خلسه دقت شود مطالب با موهومات اشتباه نشود. هرچند لفظ خلسه از لفظ trance که از بهت و ترس احتمالا می آید بهتر باشد. و خلسهٔ عرفانی و احساس خروج روح از بدن احتمالاً از هیپنوز جدا نیست.(فرزان کمالی نیا) المان برای هیپنوز چند مرحله تصور می‌کند - وقتی فقط چشم‌ها را می بنیم حالت هیپنوئیدال است بعد وارد فازهای عمیقتر می شویم و یکی از فازهای عمیق هیپنوتیزم به نام سمنامبولیسم نام دارد(سمنامبول خدای خواب در یونان است) - از هیپنوز در age regration یعنی بازگشت به سنین عقب تر(پس روی سنی) و حتی چند صد سال قبل و پیشروی سنی استفاده می‌شود البته بازگشت چندصد سال به عقب لزوماً مؤید تناسخ نیست و این مسایل در حد تئوری است و دقیق نیست. استفاده از هیپنوز در اعتراف گرفتن از زندانی‌ها و دروغ سنجی معتبر نیست. هرچند گاهی نتایج مفید علم و گاهی نتایج نادرست می دهد.به طور کلی خیلی نمی توان به این مطالب اعتبار کرد.روشهای مختلفی برای القای هیپنوز وجود دارد. روش تثبیت چشم - روش کیاسون- روشpmr یا شل کردن پیشروندهٔ عضلانی- و.... از هیپنوز برای کنترل درد و درمان چاقی و... استفاده می‌شود البته هیپنوز مفید است ولی معجره نمی کند. کودکان 8 تا 12 سال بهتر هیپنوز می‌شود و در سنینبالای 65 هپینوتزیم پذیری کم می شود.افراد از لحاظ هیپنوتیزم پذیری 4 گروهند. 7درصد که نباید هیپنوز شوند یا هیپنوز نمی شوند نظیر عقب ماندگانذهنی- هفت درصد دیونیسین هستند و استعداد بالایی در هیپنوز دارند.20 درصدآپولونین بوده به سختی هیپنوز میشوند.و درصد بالایی ادیسین هستند یعنی در اواسط طیف hypnotismability قرار دارند. هیپنوز دو گونه است هیپنوز سمپاتیک که با تحریک است و در رقصهای برخی بومیان افریقا و سرخ‌پوست و مناطق مختلف حتی جنوب ایران در واقه از این روشها استفاده می شود(‌ رضا جمالیان ) و هیپنوز پاراسمپاتیک که تون پاراسمپاتیک و آرامش را بالا می برد .در هیپنوز برای هنگ کردن وبای پس نمودن و عبور از کریتیکال فاکولته یاکریتیکال فاکتور یا جاجمنت فاکتور و ضمیز خودآگاه و رسیدن به ضمیر ناخودآگاه از روشهای مختلف از جمله کانفیوژن و ... استفاده می شود.

هیپنوتیزم چیست

هیپنوتیزم شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیلهٔ تلقین ، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور درمی‌آید. هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می پردازد. همهٔ هیپنوزها نحوی خودهیپنوتیزم است و هیپنوتیزور خارجی فقط مامای هیپنوز از درون انسان استو آن را می زایاند.همة‌ مکاتب و عرفا به نحوی با هیپنوز درگیر بوده اند . ضمیر ناخودآگاه تنهایک تئوریست که توضیح حقایق روی آن سوار می شود.هیپنوتیزور نمی تواند هرآنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند. هیپنوتیزم یک امر خارقالعاده نیست.و کارایی عجیب و غریب ندارد. اگر هم اثار غریبی داشته باشد در عدهٔ کمی دارد و خیلی قابل تکرار و تایید نیست لذا از منظر علم رسمی پاره ای غرایب مشاهده شده در هیپنوز قابل اعتبار و برداشت کلی نیستند. ( مبحث شستشوی مغزی البته در این وادی مطرح است ولی میزان پایداری این کارها باید بیشتر ارزیابی شود.)هیپنوز خواب نیست. امواجمغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب در بسیاری موارد فرق می کند. از یک منظر هیپنوز با تلقین معمولی هم فرق دارد چرا که مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می‌شود با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوز متفاوت است. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر استهر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد.

سحر حرکتی به سوی باطل

قرآن در رابطه با ارزش کار ساحران مي فرمايد : « ويتعلمون ما يضرهم و لا ينفهم » (19) آنهايي که سحر آموزش مي دهند ، چيزي را آموزش مي دهند که ضرر به آنها مي رساند ولي نفعي براي آنها ندارد . سحر نه براي ساحر هيچ فايده اي دارد ، نه براي کسي که به ظاهر به او کمک مي کنند تا از طريق سحر از خطرات رهايي يابد ، بلکه ضرر مي رساندبدون هيچ نفعي . چون سراسرش رفتن در مسير باطل است ، تمام تلاش آنها در نهايت بي ثمر خواهد بود . معاويه بسيار تلاش کرد تا پسرش يزيد وليعهد شود . يکي از کارهايش اين بود که امام حسن « عليه السلام » را زهر خوراند و شهيد کرد تا مانعي در راه ولايتعهدي پسرش در بين نباشد ، نتيجه اش اين شد که دست پسرش را به خون امام حسين « عليه السلام » آلوده کرد . بايد همواره متوجه باشيم کار باطل اگر ظاهرش هم زيبا جلوه کند و انسان احساس کند دارد موفق مي شود و در نهايت رسوايي و بي ثمري پيش مي آورد . نگوييد اين جادوگر خيلي زرنگ است و کارها را خوب پيش بيني مي کند ، فرض ميگيريم زرنگي اش در حد معاويه باشد ،نتيجه چه مي شود ؟ به قرآن توجه کنيد که مي فرمايد : سحر به خودي خود هيچ نفعي ندارد . حالا موضوع گناهي که انسان با رجوع به ساحر مرتکب مي شود بحث ديگري است . قرآن در رابطه با شراب و قمار مي فرمايد : « يسالونک عن الخمر و الميسر قب فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما... » (20) ؛ درباره ي شراب و قمار از تومي پرسند بگو در آن دو گناهي بزرگ و سودهايي براي مردم است ولي گناهشان از سودشان بزرگ تر است . مي فرمايد درست است که مشروب بد و حرام است اما نفع هم دارد با اين همه گناه آن از نفع آن بيشتر است . اما راجع به سحر مي گويد يک ذره هم نفع ندارد . از اين آيه مي فهميم حالا که سحر هيچ فايده اي ندارد بهتر است انسان سحر نداند . حال اگر من بروم عمرم را جهت آموزش اين کار بي ثمر تمام کنم ، در قيامت بايد جواب بدهم .

جادوگری چیست ؟

جادوی عام یا جادو در معنای کلّی، بهمعنای هر عمل عجیبی ست. اصطلاح انگلیسی فنون سحرآمیز(به انگلیسی witchcraft) شامل قسمتی از این گونه پدیده هاست. و آنهم شامل جادوی خاص است. جادو یا جادوی خاص یا جادو در معنای جزئی(به عربی سحر و به انگلیسی Magic): فنّی ست مرموز برای اثرگذاریبر عالم مادّه با دخالت ارادهٔ جادوگر؛ چه ابتدایی باشد و چه برای خنثی کردن جادوی دیگری؛ چه هدف متعالی داشته باشد و چه پست. چه ورد بخواند، چه حرکاتی انجام دهد و چه از وسایلی استفاده کند برای معرّفی جادو مطابق دانش شناسی کاربردی، واژهٔ جادو را باید از چند جنبه بررسی کنیم: ۠۱.واژه شناسی. یعنی معنای مورد استفادهٔ آن در بین مردم. ۠۲.کاربرد اصطلاحی این واژه. یعنی هرچه در جایی جادو خوانده شده در این قسمت بررسی می‌شود. ۠۳.معرّفی جادوی عام و انواع آن. یعنیتمام اعمال عجیب. ۠۴.معرّفی « دانش نظری جادو» معروف بهنظریه‌های جادو. یعنی دانشی که به«چیست؟» و «چرا؟»ها در مورد جادو جواب می‌دهد. و آن علمیست به این نام که مرموز و حتّی رازورزانه یا سرّی است. یعنی توسّط علم شناخته نشده. زیرا هیچ گونه توضیح، توجیه، نظریه یارابطهٔ علّت و معلول به روش علمی در مورد آن ارائه نشده. امّا چون تلاش بهروش علمی و روش‌های کهن در این زمینه وجود داشته، و فرضیه هایی نیز در این مورد ارائه شده، نمی‌توان جنبهٔ دانشآن را کنار گذاشت. ۠۱.معرّفی « دانش کاربردی جادو». یعنیدانشی که از چگونه انجام دادن اعمال عجیب سخن می‌گوید. نه از «چیست؟» و«چرا؟» ۠۲.معرّفی «فنّ جادوگری» یا «سحر» یا «sorcery»: پر حجم‌ترین قسمت مبحثاست. زیرا جادو قبل از هر چیز یک فنّ است و از چگونه عمل کردن برای هدفی خاص صحبت می‌کند. همراه این‌ها تاریخ جادوگری و بازتابجادوگری در فرهنگ‌ها هم بررسی می‌شود

توضیحاتی در باره ی روش احضار ارواح

وی‌یا (Ouija) یا تخته احضار روح تختهو یا کاغذی است که روی آن حروف الفبا نوشته شده و بعضی از انسان‌هامدعی اند از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می‌کنند. بعضی‌ها معتقدند (وی‌یا) واقعا می‌تواند روح را به محلموردنظر بکشاند و انسان به واقع قادراست با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. (وی‌یا) از دو کلمه (وی) که به زبان فرانسه به معنای(بله) است و (یا) که در زبان آلمانی بههمین معنا می‌باشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است که روح اغلب با اشاره به کلمه (بله) یا (خیر) که روی این تخته نوشته شده است، به احضار کننده پاسخ می‌دهد. نظریه‌ها درباره تخته وی‌یا متفاوت است. برخی می‌گویند این وسیله بی‌نهایت خطرناک است و می‌تواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند (وی‌یا) تنها زمانی خطرناک می‌شود که افراد بی‌تجربه و بی‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم های مجرب می‌توانند از این وسیله استفاده‌های خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم می‌گویند وی‌یا هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمی‌رساند.

تاریخچه ی شیطان

براساس تفسیرهای قرآن و احادیث ٬شیطان یکی از جن‌ها بود که بر اثر پارسایی زیاد به درجه فرشتگان راه یافت و یکی از فرشتگان مقرب خدا شد(درحدیثی از جعفر صادق منقول است که یک بار شیطان نمازی خواند دو رکعت ولی ۱۰۰۰ سال طول کشید) اما برای سجده نکردن به آدم او از درگاه الهی رانده شد در این هنگام شیطان از خداوند تقاضای مهلت کرد و خداوند نیز به او تا روز معین مهلت داد

مطالبی خواندنی در مورد شیطان

کلمه شیْطان از ماده «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معنای «خبیث و پست» آمده‌است، و شیطان به موجود رانده شده، سرکش و متمرد اطلاق می‌شود و به معنی روح شریر و دور از حق، نیز آمده‌است. «شیطان» اسم عام (اسم جنس) است، در حالی که « ابلیس » اسم خاص (عَلَم) می‌باشد، و به عبارت دیگر شیطان به هرموجود موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش، خواه انسانی یا غیر انسانی می‌گویند، ونام ابلیس در باورهای اسلامی شیطان، به معنای کسی که ادم رافریب داده‌است. شیطان به موجود موذی و مضر گفته می‌شود، موجودی که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است، موجودی که سعی می‌کند ایجاد دودستگی نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتی است که در او وجود دارد. شیطان معانی مختلفی دارد، که یکی از مصداقهای روشن آن ابلیس و مصداق دیگرآن انسان‌های مفسد و منحرف کننده‌است.

بچه های جن زده در آفریقا

سزای کودک جن زده! مرگ است در قسمتی از افریقا عقیده ای وجود دارد که اگر کودک زیر دو سال شب هنگامگریه کرده و بطور مدام جیغ بزند، استعداد این را دارد که در خدمت شیطان قرار گیرد . بنابراین این کودک را باید کشت و یا بدور انداخت.

چاکرا چیست‎ ‎؟

چاكرا كلمه ای سانسكريت به معنای چرخ است، چرخ سمبل حركت دورانی حول يك محور است. به عبارت ديگر شكلی كه از حركت حول يك محور ايجاد می شود، دايرهاست. به همين صورت رابطه دايره با مركز آن از همه اشكال ديگر كامل تر است. گروهی از افراد كه آگاهی و انرژی روانی آنها يك قصد مشترك دارد، دايره  يا حلقه را بوجود می آورند. شكل چرخ برای چاكراها نمود يگانگی و اتحاد درونی آنها است. چاكراها ريشه در باورها وديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند. مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رو يابينی است كه همه اجزای اين رو يا خود نيز رو يا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه مااز جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفی از اين رنگين كمان را تدائی ميكند و درك و برداشت صحيح موقعی اتفاق می افتد كه هرهفت رنگ اينمجموعه حضور داشته باشند.به عبارت ديگر چيزی كه مانع دريافت واقعيت می شود، آن است كه تعادل بين اجزای سيستم ادراكی برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست. چاکراها مانند گردابی عمل می کنند که انرژی و آگاهی را از محيط اطراف ما دريافت کرده و در قسمتهای مختلف بدن پخش میکنند. هريک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژی آن قسمتاز بدن و سطحی از آگاهی رادر کنترل خود دارد.

آشنایی باجن

«جن» واژه‌ای عربی و به معنی «موجود پنهان و نادیدنی» است. در عرف فارسی«اَجِنّه» جمع جن شمرده می‌شود. در عربی جمع واژه جن، جِنان است و نوع آن جِنَّه. در فرهنگ فارسی دکتر محمد معین ، به معنای «موجودی متوهم و غیر مرئی، پری» آمده است. برخی مردم به جن، «از ما بهتران» هم می‌گویند . جن چیست ؟ در یک دیدگاه وسیع به هر موجود ماوراءطبیعه‌ای که از دیدگاه انسان مستور است، جن می‌گویند. مانند فرشته‌ها ، شیطان‌ها . اما اصطلاحاً و بنا بر باور برخی از مردم، جن‌ها (اجانین) گروهی از موجودات زنده، دارای احساسات و تفکر و معمولاً نامرئی از جهان آفرینش هستند که هزاران سال پیش از خلقت بشر از آتش خلق شده‌اند. جن از دیدگاه مذاهب . از دیدگاه اسلام جن از آتش (نار) آفریده» شده است. † جن دارایدو جنس نر و ماده † و دارای علم و ادراک معرفی شده‌است. † همچنین به آنان ویژگی‌های اخلاقی داده شده † و مواردی از تماس آن‌ها با انسان را متصور شده‌است. † به روایت قرآن جن«از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین می‌زیسته‌است. † در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سوره‌ای به همین نام است. هم چنین چنانکه در قرآن گفته شده، شیطان رجیم یا همان ابلیس از جنس جن است. در سوره نمل (مورچه) در کتاب قرآن در آیه۱۷ به این مورد اشاره شده‌است که سلیمان نبی بر سپاهیانی از جن تسلط و آنها را در خدمت خود داشته است. † نیزدر آیه ۳۹ از سوره نمل به توانایی خارق العادهٔ این موجودات اشاره می‌شود. † آنگونه که در بخشی از کتاب «در محضر استاد» که به پرسش و پاسخ‌هایی با آقای علامه طباطبایی (شیعه)می‌پردازد، به نقل از او، عمر این موجودات بسیار بیشتر از عمر انسان‌ها بوده و جمعیتشان نیز از جمعیت انسان‌ها بیشتر است. در همین کتاب اشاره شده است که سپاهی از جن‌ها به رهبری زعفر در واقعه کربلا به کمک امام حسین آمد ولی امام کمک اورا نپذیرفت . او نوشته است: یکی از جنگ‌های امام علی علیه السّلام با جن(نصیبین) بود. همچنین در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن، نوشته: «مراد از پناه بردن انس به جن بطوری که گفته‌اند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب، به بیابانی برمی‌خوردند از شر جانوران و سفیهان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه می‌بردند و می‌گفتند:من پناه می برم به عزیز این وادی، از شر سفهاء قومش» به گفته علامه طباطبایی: « تقسیم آیه مبارکه بِسْمِاللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در مربعات به حروف ابجد، برای رفع جنیان و افراد مبتلا به جن مفید است». ابن خرم در کتاب الفصل می‌نویسد:«طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته‌اند. آمیزش می‌کنند اولادی از آن‌ها بوجود می‌آید و مرگ نیز آنها را در بر می‌گیرد و چون جسمشان زود فنا می‌شود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارایاجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنان‌که عنصر انسانها از خاک است» صدر المتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا می‌نویسد: «جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن کهاز لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می‌باشد آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافتو نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است، چون جدا گشت، قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان می‌گردد» در آیه ۱۳۰ سوره انعام ، آمده: «یا معشر الجن و الانس الم یاتکم رسل منکم» یعنی: «ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از بین شما برای شما نیامدند؟» که ظاهرا و بنا به نظر بسیاری از معتقدان به دین اسلام، آیه مذکور نشان دهنده این است که جن‌ها پیامبرانی از جنس خودشان هم داشته‌اند. مسیحیت آنگونه که از باورهای مسیحی برمی آیدمسیحیان به وجود جن معتقد بوده و آنها را «ارواح خبیث» یا «ارواح شیطانی» می‌دانند.در بسیاری از آیات عهد عتیق و عهد جدید از جن، اجنه و شیطان و ابلیس به صراحت نام برده شدهاست از جمله لاویان ۱۹:۳۱ و ۲۰:۶، اولسموئل ۲۸:۳ و ۲۸:۹ و ۲۸:۷ اول تواریخ ۱۰:۱۳، متی ۴:۱ و ۱۲:۲۲، لوقا ۴:۵ و ۸:۱۲، یوحنا ۸:۴۴ و بسیاری آیات دیگر.ضمنا جن‌گیری جزء اموری است که کلیسای کاتولیک به صورت تخصصی آن را انجام می‌دهد و در حال حاضر پاپ بندیکت شانزدهم از آن حمایت می‌کند و انجمن بین‌المللی جن گیران برای همین موضوع توسط پدر گابریل آمرث تاسیس شده است. [۱] برخی گمان می‌کنند درباره ماهیت آنها در بین عامه مردم غلو شده و تصویری ترسناک از آنان ترسیم شده است.