سبک های جادو گری
فنّ جادوگری
کسانی که به وجود جادو عقیده دارند، اثر بخشی آن را به چند علّت می خوانند:
*. به موجب عملی خاص، طبق دستورالعملی خاص؛
*. یا توسط قدرت اراده و خواست جادوگر؛
*. یا در صورتی که جادوگر عقیده داشته باشد میتواند ارواح مخاطب جادو و طلسم او را به این کار وادارد
امّا مانند هر فنّی شکست در هر عملی از جمله جادو ممکن است دلایل واقعاً زیادی داشته باشد. با این حال چند مثال کوچک مفید است:
*. دنبال نکردن روند به طور دقیق
*. مناسب نبودن شرایط که مانع از هدایت نیروها میشوند
*. کمبود توانایی جادوگری
*. ...
سبکهای جادوگری
«سنت» یا «سبک» جادویی: مجموعهای از عقاید و سلسله و مراتب اعمال جادوگرانه که مربوط به گروههای فرهنگی خاص است.
برخی سنّت های دینی-جادویی کهن:
*. جادوگری در تنخ، که در کتاب عهد قدیم موجوداست و مربوط به جادوگری یهودی است
*. جادوگری در آیین هندوی مانتریک
*. جادو در دین تائو
*. جادو در آئین یا مذهب شمَن (شمن آیینی)
*. دروییدیسم: یک دین باستانی سلیتک است
*. شینتو یا روش خدایان: آیین باستانی ژاپن
*. کابالا: روش خاصی از تفسیر اطّلاعات کتاب مقدّس در آیین یهود
برخی سنّت های دینی-جادویی نو:
*. جادو در شیطان پرستی
*. ویکا: آیینی نوضهور در غرب مبتنی برجادو
سبک های دیگر:
*. زنده انگاری یا آنیمیسم
*. جادوی آشفتگی
*. عصر جدید
*. بونپو
*. هونا
*. هرمتیسیسم
*. تلیما
*. پائولو مونت
*. هودو
*. rootwork*. Nagualism
*. obeah
*. Onmyodo
*. Psychonautics
*. Quimbanda
*. Santeria
*. Seid
*. VOdun
جادو در آثار هنری
جادو در تصاویر
جادو در ادبیات
در ادبیات غنایی: عشق، عنصر اصلی ادبیات غنایی بارها سنگ کیمیایی نامیده شده که ناخالصی ها را با درد ورنج از مس وجود عاشق می زداید و سپس آن را به طلا تبدیل می کند.
در ادبیات حماسی: در شاهنامه ی فردوسی:
*. رستم در خان چهارم با زن جادوگر روبرو می شود
*. پس از جنگ اوّل رستم و اسفندیار، که رستم از 8 تیری که به بدن او خورده بود، با درمان سیمرغ شفا یافت؛ در روز بعد به میدان آمد. اسفندیار شدیداً از زنده بودن او غافلگیر شد و گفت: «تو با جادوی زال چنین سالمی»
در ادبیات داستانی: یک دسته از جادورا هم میتوان در ادبیات داستانی دید که در آنجا، جادو به عنوان ابزار پلات عمل میکند، منبع شیء مصنوع جادویی و طلب برای به دست آوردن آن. جادو از دیرباز موضوع بسیاری از داستانها، بویژه داستانهای فانتزی (خیالی) بودهاست. میتوان از کارهای هومر و آپولیوس ، جام مقدس ، فری کوئین اثر ادموند اسپنسر و نویسندگان جدیدتری مانند J.R.R. Tollcein و مرسدس لاکی و J.K.Rowling نام برد. چنین جادویی هم میتواند توسط عقاید و اعمال واقعی به ذهن نویسنده خطور کند و هم ساخته ذهن خود او باشد. گذشته از این، هنگامی هم که نویسنده از کارها و اعمال واقعی الهام میگیرد، اثر، توان و نقشهایی که جادو ایفا میکند، ساخته ذهن خود او هستند. در چنین داستانهایی همیشه باید یک سیستمکه به طور مناسبی رشد یافتهاست وجودداشته باشد. یک خصوصیت جادوی داستانی این است که توانایی انجام آن ذاتی است و از قدرت بیشتر افراد خارج است. در میانه زمین اثر J.R.R. Tollcein ، ایننیرو منحصر به غیر-انسانها بود – حتی آرگورن که دستهایش شفابخش هستند، مقداری خون جن و پری گونه دارد. اما برای بسیاری از نویسندگان، این نیرو برای گروه خاصی از انسانها است، مانند کتابهای «هری پاتر» اثر J.K.Rowling ، کتابهای کاترین کرتز ، « رمانهای درینی » یا دنیای « Lord Daray » اثر رندل گارت . این گروه اغلب،یک گروه سری یا تحت تعقیب است. در مقایسه، جادو در زمانهای « Disc world » اثر تری پراچت به گونهای کاملاً متفاوت استفاده شدهاست. به عبارتی، جادو نیروی اصلی در اثر Disc است و مانند نیروهای اصلی و عادی از قبیل جاذبه و الکترومغناطیس در دنیایما عمل میکند. “عرصه جادویی” داستان Disc، به طور کلی، خرق واقعیت است که به یک سیاره صاف اجازه میدهد تا سوار بر پشت یک لاک پشت باشد. بر روی این سیاره مسطح به نام Disc، جادو به بخشهای عنصری خود تقسیم میشود، همانطور که انرژی و نیروهای دیگر در فیزیک کوانتوم به همین صورت در میآیند. جادو از واحدهای پایهای به نام thaum تشکیل شده که این نیز از اجزائی به نام "reson"ها (به معنای«چیزک») تشکیل شده که خود از ۵ «مزه»تشکیل شدهاند: بالا، پایین، کنار، جذبه جنسی و نعناع. جادوگران در صحنه این داستان کم هستند و اغلب این توانایی، ذاتی است (به استثنای اینکه،هشت پسر یک هشت پسر باید جادوگر شود، حتی اگر آن پسر، دختر باشد) و به نوعی آموزش نیاز دارد. (باز هم با چند استثناء: رجوع کنید به « Sourcerry »).در این داستان، جادوگران باید، آنطور که انسانها روی زمین از سلاحهای هستهای استفاده میکنند، از جادوی خود استفاده کنند؛ اگر این نیرو را داشته باشی عیبی ندارد، اما اگر در حال استفاده از آن تو را ببینند، آن موقع است که به دردسر میافتی. اثرات جانبی دیگر جادوی Discworld عبارتنداز:
*. تضعیف نیروهای طبیعی از قبیل مغناطیس
*. کم شدن سرعت نور هنگام عبور از یک میدان قوی جادویی به میزان ۱ میلیونم.
*. اثر تقویت شده عقیده انسان بر روی واقعیت. بر روی تعداد کافی از افرادتأثیر میگذارند تا به یک خدا عقیده پیدا کنند و چنین خدای در پیشچشمان خودتان ظاهر میشود. («خدایان کوچک»)
*. این منجر به پدید آمدن قانونی به نام قانون علیت داستانی میشود- چیزها فقط به خاطر داستان اتفاق میافتند. اژدهاها آتش از دهان خود بیرون میدهند. نه به این خاطر که ششهایی از جنس آزبست دارد، بلکه چوناین کاری است که آنها انجام میدهند.
+ نوشته شده در ساعت 12:33 توسط abbas : d
|