کالبد اختری
كالبد اختري
كالبد اختري دو وظيفهي مهم را به شرحزير بر عهده دارد (شكل-29):
- هدايت رشد آناتوميك
- هدايت پيامهاي عصبي
رشد آناتوميك عبارت است از نحوهي چيدمان سلولها در كنار يكديگر كه متعاقب آن، رشد از مرحلهي جنيني به مرحلهي كامل خود ادامه پيدا ميكند و پس از آن نيز فعاليت باز سازي و ترميم بدن ادامه مييابد.
هدايت پيامهاي عصبي، بخش سيستم عصبي ثانويه است، به اين معنا كه هر پيام عصبي كه از مغز به ناحيه و سلوليارسال شود؛ از طريق اين بخش نيز به آن ناحيه و يا سلول، مخابره ميشود.
درست مانند اينكه بستهاي را به محلي پست كنيم و هم زمان، با تلفن و يابيسيم به مقصد اطلاع دهيم كه بسته و يا پيغامي براي آنها ارسال شده است.
در اينصورت قبل از اينكه محموله به مقصد برسد، گيرندهي پيام، آمادهي دريافت آن شده و حتي از نوع محموله نيز مطلع شده است. از كاربردهاي اين بخش پيوستگي حركات است كه به علت سريع بودن سرعت پس خور فرمانهاي صادر شده به اعضا، حركات پيوسته بهنظر ميآيند.
كاربرد ديگر در واكنش سريع بدن است كهميتوان با تمرينهايي، سيستم ثانويهرا فعالتر كرده و از آن به نحو بهترياستفاده كرد. نظير چنين بهرهبرداري در ورزشهاي رزمي صورت ميگيرد و آنها بدون اينكه از چنين ساز و كاري مطلع باشند، از آن استفاده ميكنند. براي مثال، وقتي كه انسان صحنهاي را ميبيند و در مورد آن تصميم لازم را گرفته و انجام ميدهد، در حدود 3/0 ثانيه زمان لازم است. در حالي كه در ورزشهاي رزمي بعضي از حركات در زمانهايي بسيار كمتر از اين مقدار اجرا ميشود. مثلاً در شمشير زني ژاپني حمله و دفاع، در زماني بسيار كوتاه و بدون تفكر صورت ميگيرد.
در ورزشهاي رزمي، تعليم مربي بر اين اساس است كه براي اجراي حركات فكر نكند بلكه حس كند . در واقع فكر كردن در حركات ورزش رزمي جايگاهي ندارد و هنرجو ميآموزد كه اعضا بدن او خود در مقابله با ضربات، واكنش لازم را نشان دهند و به آنها ميآموزند كه فرصتي براي فكر كردن ندارند؛ زيرا براي مثال، در شمشير زني چند صدم ثانيه مساوي با مرگ و زندگي است و در چنين فاصلهي زماني هيچ فرصتي براي تصميمگيري وجود ندارد ولي مگر اعضا بدن داراي مغز هستند كه خود واكنش لازم را در مقابل حركات نشان بدهند؟
جواب اين سؤال از نقطهنظر فرادرمانياين است كه سيستم عصبي ثانويه بدوننياز به سيستم عصبي اوليه ميتواند در زمانهاي بسيار كوتاه (تقريباً بهطور آني) واكنش لازم را از عضو در خواست كند. ممكن است گفته شود بخش خودكار ضمير ناخودآگاه كه كنترل اعمال خودكار مانند تايپ و رانندگي و... را زير نظر دارد اين كار را انجام ميدهد ولي بايد اين موضوع را يادآوري كرد كه اين بخش فقط كارهايي را بهطور خودكار انجام ميدهد و تحتكنترل خود ميگيرد كه دامنهي محدود و تعريف شده و مشخصي داشته باشند در حالي كه، كارهايي مانند شمشيرزني داراي دامنهي محدود حركات نيست و ازهر زاويهاي ممكن است ضربهاي وارد شود كه از قبل بههيچعنوان قابل پيشبيني نيست. اما در فعاليتهايي مانند تايپ، كليهي حركات آن براي نرمافزار سيستم خودكار ناخودآگاه ، از قبل تعريف شده و قابل پيشبيني است.
يكي ديگر از دلايل وجود اين بخش، زماني مشخص ميشود كه عضوي از بدن انسان قطع شده باشد. در اينصورت فرد تا مدتها احساس درد و خارش در اعضاي قطع شده را خواهد داشت در حالي كه ديگر جزء بدن نيستند.
در اصطلاح پزشكي به چنين دردي Pain Fhantom گفته ميشود و چنين توجيه ميشود كه بيمار در اين مورد دچار وهم و تصور شده است و خيال ميكند كه آن بخشها هنوز وجود دارد؛ در نتيجه، دچار چنين واكنشهايي ميشود.
در ورزشهاي رزمي، با گسترش و كار بيش از حد با اين بخش، دامنهي سنسوري و حس محيطي، نسبت به حركت گسترش پيدا ميكند تا جايي كه بعضي افراد رزمي كار قادرند با چشم بسته كوچكترين حركت را در پيرامون خود با واكنش مناسب پاسخ دهند.
سيستم عصبي ثانويه عمل پس خوران FeedBack حركات را بهعهده دارد و اگر اين بخش وجود نداشت، كليهي حركات و گفتار انسان بريدهبريده و روبوتيك ميشد.
+ نوشته شده در ساعت 15:26 توسط abbas : d
|